اسماعیل بن یسار نسایی شاعر گمشده ایرانیان در حلقه ا دبیات عرب            محمد داروندی

 

وی بدون تردید از نخستین بیشوایان نهضت ادبی شعوبی در عهدبنی امیه بشمار می اید. وی فرزند یسار تسایی بود. ازتاریخ تولد او  اطلاع درستی در دست نیست.ولی بدرش  درسال ۱۱۰از دنیا رفته است.درباره خود اونوشته اندکه عمر طولانی کرده ورمان مروان حمار آخرین خلیفه عباسی رانیز درک کرده است. وی ازموالی بنی تمیم بود. اشعار او از حماسی ترین اشعار  ایرانیان به زبان عربی است .. وی آشکارا  به ایرانی بودن افتخار میکرد واعراب را تحقیر می نمود. شرح حال او درکتاب الاغانی امده است.

اسماعیل با ۱۷۸ ابیات و۱۹ قصیده،که به اونسبت دادند وعمدتا دراغانی ابوالفرج اصفهانی گرد امده، انچنان سهمی در تاریخ شعر عرب نداشته است که بتواند  درصف بزرگان بنشیند.

وی اصلش از فارس وبه شعوبیه  وشدت تعصب به عجم مشهور یافته است ودرشعرش بهد عجم افتخار می کند.وی در یکی از قصیده هایش،وجودش بر از افتخارات ایرانی وگذشته  ایرانیان بود به همین سبب بیوسته مورد ازار قرار می گرفت،روزی هشام بسر عبدالملکدر کنار ابی نشسته بود از اسماعیل خواست شعری برایش بخواند او فکر کرد مدح او قصیدهای خواهد خواند.اما اسماعیل  قصیده ای خواند که اظهار افتخار به ایرانیان وایرانی بودنش می کرد واندهی از گذشته بود.

ادامه نوشته

اسماعیل بن یسار نسایی شاعر گمشده ایرانیان در حلقه ا دبیات عرب            محمد داروندی

 

وی بدون تردید از نخستین بیشوایان نهضت ادبی شعوبی در عهدبنی امیه بشمار می اید. وی فرزند یسار تسایی بود. ازتاریخ تولد او  اطلاع درستی در دست نیست.ولی بدرش  درسال ۱۱۰از دنیا رفته است.درباره خود اونوشته اندکه عمر طولانی کرده ورمان مروان حمار آخرین خلیفه عباسی رانیز درک کرده است. وی ازموالی بنی تمیم بود. اشعار او از حماسی ترین اشعار  ایرانیان به زبان عربی است .. وی آشکارا  به ایرانی بودن افتخار میکرد واعراب را تحقیر می نمود. شرح حال او درکتاب الاغانی امده است.

اسماعیل با ۱۷۸ ابیات و۱۹ قصیده،که به اونسبت دادند وعمدتا دراغانی ابوالفرج اصفهانی گرد امده، انچنان سهمی در تاریخ شعر عرب نداشته است که بتواند  درصف بزرگان بنشیند.

وی اصلش از فارس وبه شعوبیه  وشدت تعصب به عجم مشهور یافته است ودرشعرش بهد عجم افتخار می کند.وی در یکی از قصیده هایش،وجودش بر از افتخارات ایرانی وگذشته  ایرانیان بود به همین سبب بیوسته مورد ازار قرار می گرفت،روزی هشام بسر عبدالملکدر کنار ابی نشسته بود از اسماعیل خواست شعری برایش بخواند او فکر کرد مدح او قصیدهای خواهد خواند.اما اسماعیل  قصیده ای خواند که اظهار افتخار به ایرانیان وایرانی بودنش می کرد واندهی از گذشته بود.

ادامه نوشته

فرق بین دوکلمه آل واهل  محمد داروندی

 الاهل مقلوب از اهل است ومصغر ان اهیل می باشد با این تفاوت که آل فقط به اعلام اضافه می شود نه به نکره ها وزمان ومکان، لذا صحیح است گفته شود آل فلان اما هرگز گفته نمی شود آل رجل وآل زمان کذا.یا موضع کذاونمی گویند ال الخیاط..بلکه به شریفترین وبا فضیلت  ترین ها اضافه   میشود مثل  آل الله وآل السلطان،امااهل به هر چیزی اضافه می شود.مثل اهل الله واهل الخیاط واهل زمن کذا وبلد کذا

گفته شده است: ال دراصل اسم شخص است و مضغر آن اویل میباشدومعمولا درجاهایی که مختص به انسان است استفاده می شود خواه این اختصاص ذاتی باشد یا بواسطه قرابت نزدیک ودوستی باشد. خداوند میفرماید:(ال عمران/۳۳)وال ابراهیم وآل عمران.

وادخلوا آ ل فرعون اشد العذاب(غافر/۴۶)گفته شده است:منظور از آل النبی نزدیکان ان حضرت هستند کما این که  گفته شده است: منظورانانی است که ازحیث علم به یامبر نزدیکند واهل دین بر دوقسمند: قسمتی متخصص درعلوم یقینی واراسته به عمل محکم هستند که به انها ال النبی وامیه گفته می شودوگروهی علم را ازراه تقلید به دست می اورندکه به انها امه محمدص گویند واصطلاح ال محمد در   مورد ا نها صادق نمی باشدبنابراین ال النبی شامل

ادامه نوشته